"/>
|
برای دیدن ادامه ی پست ها به ادامه مطلب مراجعه کنید :
مطلب رمز دار : سورس برنامه های نوشته شده توسط خودماین مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید. آزمون اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج!با توجه به اینکه طبق گفته رییس جدید سازمان ملی جوانان، قرار است اخذ گواهینامه تخصصی ازدواج برای پسران اجباری شود و دخترها تنها اجازه بله گفتن به کسانی را داشته باشند که دوره سه ماهه مهارت های ازدواج را گذرانده باشد. از اینرو، یک نمونه آزمون اختصاصی طراحی کرده ایم تا در پایان دوره، جوانان را با آن محک بزنند و گواهینامه ازدواج را به کسانی بدهند که در پاسخگویی امتیاز خوبی کسب کرده باشند. سوال: در جاده زندگی مشترک، هر یک از تابلوهای زیر به چه مفهومی اشاره دارند؟
نوع مطلب :مطالب خواندنی
کوتاه قدترین مرد جهان ! "ادوارد نینو هرناندز" که در بوگوتای کلمبیا زندگی می کند بعنوان کوتاه قدترین مرد جهان معرفی و نامش در کتاب رکوردها گینس ثبت شد. او 24 سال دارد و 70 سانتیمتر قد بطوریکه 1.5 اینچ (4 سانتیمتر) کوتاه تر از صاحب سند مالکیت سابق این رکورد از چین "پینگ پینگ" است. ادوارد که منحنی رشدش از 2 سالگی متوقف شد با همین قد کوتاه کنار آمده، به رقص کلمبیایی علاقه دارد و آرزویش داشتن یک مرسدس بنز است.
نوع مطلب :مطالب عجیب
گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر
نامت چه بود ؟
نوع مطلب :مطالب عجیب
تاریخچه سیستم عامل ویندوز از ابتدا تاکنونبسیار مختصر و خاطره انگیز !
در سال 1983 شركت مایكروسافت خبری درباره ابداع اولین واسطه گرافیكی كاربری برای سیستم عامل MS-DOS بنام Windows منتشر كرد. این سیستم عامل گرافیكی برای كامپیوترهای IBM و سازگار با آن طراحی شده بود. مایكروسافت مدل این واسطه گرافیكی را از روی سیستم عامل MacOS متعلق به كامپیوترهای Apple اقتباس كرده بود. ادامه مطلب
نوع مطلب :مطالب علمی
تقدیم به طرفداران پی سی هوم
و این دسته گل دومی رو به کسانی که نظر دادند تقدیم می کنم :
دلیل این که وبلاگ دیر به دیر آپدیت میشه اینه که یکم سرم شلوغه و مهم تر اینه که می خونین و کم لطفی می کنین و نظر نمیدین پس : توجه... توجه...
تصاویر میکروسکوپی از گردهافشانی گلها و گیاهان
گردهافشانی فرآیندی مهم در چرخه تولیدمثل در گلها و گیاهان دانه دار است. بطورکلی گرده افشانی به انتقال دانههای گرده از پرچم یک گل که عضو نر گیاه به حساب میآید به روی کلاله گیاه مادگی همان گل یا گل دیگری از همان گونه گفته میشود و از آنجایی که دانههای گرده قدرت تحرک ندارند گرده افشانی بوسیله حشرات یا بوسیله باد و یا طرق دیگر منتقل میشود تا بدین ترتیب آمیزش دو یاخته (لقاح) و در نهایت تولیدمثل گیاه صورت پذیرد.
دانه ای از گرده درخت توسکا که در مناطق پوشیده از درخت شمال امریکا بوفور ایجاد آلرژی می کند
دانه ای از گرده کاج
گرده های گلی موسوم به "فراموشم مکن" که یکی از ریزترین گرده های گیاهی جهان بوده و قطر آن پنج هزارم میلیمتر است و دارای آلرژی زایی بسیار قوی می باشد
گرده های بیشتر
نوع مطلب :مطالب خواندنی
Username And Passwords of NOD32 یوزر نیم و پسورد برای ناد 32
Username: EAV-31048478 Username: EAV-31048482 یوزر و پس های بیشتر
نوع مطلب :ترفند
رازهای آرامش و شادی در زندگی
در دنیای پراضطراب و سراسر استرس امروز، آرامش و راحتی خیال نعمتی است كه بسیاری آرزوی آن را دارند. اما برای رسیدن به آرامش تنها آرزو كافی نیست، بلكه باید قدم پیش نهاد و كاری كرد. آن چه در پی می آید برخی تكنیك های روانشناختی است كه ضمن كمك به رفع تشویش و نگرانی، آرامش، نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد. نوشته : علی اصغر صرفه جو
نوع مطلب :مطالب خواندنی
چگونه از خوانده شدن ایمیل های مهمی که می فرستیم باخبر شویم؟
ممکن است برای هر فردی موقعیت هایی بوجود بیاد تا ایمیل های خاص و مهمی رو بفرسته و هر لحظه منتظر خونده شدن آن توسط طرف مقابل یعنی گیرنده و جوابش باشه، مثلا: پروپوزال های دانشجویی رو واسه اساتید فرستادن، یا ایمیل های تجاری و کاری، حتی ایمیل هایی که با مضامین عاطفی فرستاده می شن و … در این حین وقتی جواب ایمیلمون رو نمی گیریم می تونه واسه آدم حس های بدی رو بیاره که این حس ها مطمئنا بستگی به کاربری ایمیل فرستاده شده داره! برای اینکه بفهمیم ایمیلی که می فرستیم توسط گیرنده باز شده یا نه، خوشبختانه ابزار هایی وجود دارد. کار کردن باهاش به سادگی نوشتن یه پست الکترونیکی است. اول از همه در قسمت عنوان ایمیل باید سعی کنیم که عنوانی منحصر به فرد هم برای ناممون و هم در قسمت اطلاعات این سایت در نظر بگیریم که این عنوان نامه می تونه مخلوطی از نام گیرنده و عنوان بکار رفته باشه. باید دقت کنید تا عنوانی رو که در این سایت وارد می کنید عینا عنوان نامه مورد نظرتون باشه و عنوان نامه جدید با تمام نامه های قبلی که فرستاده اید هم فرق کند.
نوع مطلب :ترفند
ضرب المثل های به روز شده اساتید و بزرگان ادبیات فارسی برای اینکه در آینده ای نه چندان دور، بعضی از ضرب المثل های اصیل ایرانی - به علت وجود بعضی از لغات و اصطلاحات - از بین نروند، تصمیم گرفتند که برخی از این ضرب المثل ها را به گونه زیر بازسازی کنند:
نوع مطلب :مطالب خواندنی
وصیت میلیونر آمریکایی :پس از مرگ یک میلیونر آمریکایی، معلوم شد که او تمام اموالش را به سه زن مسن که با او هیچ نسبتی نداشتند بخشیده است. در وصیتنامه مرد میلیونر آمده بود:" من در جوانی، به خواستگاری این سه خانم رفتم اما هیچ کدام درخواست ازدواجم را نپذیرفتند. بنابراین به کسب و کارم چسبیدم و میلیونر شدم، حال آن که اگر ازدواج کرده بودم نمی توانستم به این ثروت دست پیدا کنم. در واقع، من موفقیتم را مدیون این سه خانم هستم!"
نوع مطلب :مطالب خواندنی
امتحان پایان ترم چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.
نوع مطلب :مطالب خواندنی
مغازه طوطی فروشی مردی به یك مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یك طوطی كرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره كرد و گفت: «طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.»
نوع مطلب :مطالب خواندنی
شرط بندی یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد. سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند. و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت. قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد. پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد. مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند. تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست؟ آیا به تازگی به شما ارث رسیده است؟ زن در پاسخ گفت خیر، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است، پس انداز کرده ام. پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید! مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول؟ زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید، من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است. مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد. روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت. پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد. مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد. > وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد. مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید، با تعجب از پیرزن علت را جویا شد. پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند!
نوع مطلب :مطالب خواندنی
کمک به خیریه مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی میکند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند. موضوع انشا: خارجی ها پدرم همیشه میگوید "این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان دادهاند" البته من هم میخواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج میدانم.
نوع مطلب :مطالب خواندنی
مهندس و برنامهنویس یک برنامهنویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوایى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامهنویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامهنویس دوباره گفت: بازى سرگرمکنندهاى است. من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من ۵ دلار به شما میدهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما میدهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامهنویس بازى کند.
نوع مطلب :مطالب خواندنی
راننده تاکسی مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد، چون میخواست ازش یه سوال بپرسه… راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد… نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس… از جدول کنار خیابون رفت بالا… نزدیک بود که چپ کنه… اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد… برای چند ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد… سکوت سنگینی حکم فرما بود، تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!" مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه" راننده جواب داد: "واقعا تقصیر تو نیست… امروز اولین روزیه که به عنوان یه رانندهی تاکسی دارم کار میکنم… آخه من 25 سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!"
نوع مطلب :مطالب خواندنی
ماجرای گم شدن پیپ استالین یک هیئت از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بود. بعد از جلسه استالین متوجه شد که پیپ اش گم شده و از رئیس «کا.گ.ب» خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجی پیپ او را برداشته یا نه. بعد از نیم ساعت، استالین پیپش را در کشوی میزش پیدا کرد و فهمید که از اول اشتباه کرده و از رئیس «کا.گ.ب» خواست که هیئت گرجی را آزاد کند.
نوع مطلب :مطالب خواندنی
درباره وبلاگ:آرشیو:طبقه بندی:آخرین پستها:پیوندهای روزانه:صفحات جانبی:نویسندگان:آمار وبلاگ:The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|